| خانه | آرشیو | پست الکترونیک |
![]() |+| نوشته شده توسط علی در سه شنبه سی و یکم مرداد 1385 و ساعت 10:45 |
|+| نوشته شده توسط علی در سه شنبه سی و یکم مرداد 1385 و ساعت 10:44 |
![]() |+| نوشته شده توسط علی در سه شنبه سی و یکم مرداد 1385 و ساعت 10:43 |
![]() |+| نوشته شده توسط علی در سه شنبه سی و یکم مرداد 1385 و ساعت 10:41 |
![]() |+| نوشته شده توسط علی در سه شنبه سی و یکم مرداد 1385 و ساعت 10:41 |
از خدا ميپرسند: چرا اول مرد و بعد زن رو آفريدي؟ جواب مياد: شما هم اگه بخواهيد يه چيز بنويسيد، اول چرکنويس ميکنيد، بعد پاکنويس!
|+| نوشته شده توسط علی در سه شنبه بیست و چهارم مرداد 1385 و ساعت 15:4 |
يارو توي ويترين مغازهاش ساعت چيده بوده، تا يه مشتري مياد كه ساعت قيمت كنه يارو ميگه: ما ساعت نميفروشيم، ختنه ميكنيم! مشتري ميگه: پس چرا توي ويترينتون ساعت گذاشتيد؟ يارو ميگه: پس ميخواستي دودول بچينيم؟
|+| نوشته شده توسط علی در سه شنبه بیست و چهارم مرداد 1385 و ساعت 15:2 |
يه بنده خدايي رو برق سهفاز ميگيره پرت ميكنه، بلند ميشه ميگه:اگه مردي يه فاز يه فاز بيا جلو!
|+| نوشته شده توسط علی در سه شنبه بیست و چهارم مرداد 1385 و ساعت 15:0 |
پسره به دوست دخترش ميگه: يه بوس ميدي تا با گرماي لبت سيگارمو روشن كنم؟ دختره ميگه: نميدم تا باسنت بسوزه و با آتيشش اونو روشن كني!
|+| نوشته شده توسط علی در سه شنبه بیست و چهارم مرداد 1385 و ساعت 14:59 |
بچه گربه از مامانش ميپرسه: مامان، باباي من كيه؟ مامانش ميگه: نميدونم عزيزم، من سرم تو سطل آشغال بود!
|+| نوشته شده توسط علی در سه شنبه بیست و چهارم مرداد 1385 و ساعت 14:57 |
|+| نوشته شده توسط علی در سه شنبه بیست و چهارم مرداد 1385 و ساعت 14:51 |
|+| نوشته شده توسط علی در سه شنبه بیست و چهارم مرداد 1385 و ساعت 14:49 |
اصفهانیه موبایل می خره صفرشو می بنده
|+| نوشته شده توسط علی در سه شنبه بیست و چهارم مرداد 1385 و ساعت 14:39 |
اصفهانيه موز مي خوره ! پوستشو ميزاره لاي دفترچه خاطراتش
![]() |+| نوشته شده توسط علی در سه شنبه بیست و چهارم مرداد 1385 و ساعت 14:38 |
يه روز يه اصفاهانی بليت هواپيما ميگيره، ميره ايستگاه قطار، سوار اتوبوس ميشه، با دوچرخه ميره مسافرت
|+| نوشته شده توسط علی در سه شنبه بیست و چهارم مرداد 1385 و ساعت 14:35 |
جايزه بهترين تماشاگر بازي ايران - مکزيک به علي دايي اهدا شد
![]() |+| نوشته شده توسط علی در سه شنبه بیست و چهارم مرداد 1385 و ساعت 14:32 |
سازمان تبليغات اسلامي آمريکا اعلام کرد : جمعه ها مراسم نوحه خواني شهداي 11 سپتامبر برگزار ميگردد ، مکان مهديه واشنگتن با حضور مداحان ارجمند حاج مايکل جکسن و حاجيه خانم جنفير لوپز
|+| نوشته شده توسط علی در سه شنبه بیست و چهارم مرداد 1385 و ساعت 14:24 |
يک روز ادم ميره در خونه حوا زنگ ميزنه_ حوا اف اف رو برميداره ميگه کيه ؟ ادم ميگه کس خل غير از من که کسي نيست
|+| نوشته شده توسط علی در سه شنبه بیست و چهارم مرداد 1385 و ساعت 14:22 |
تركه تو دست شويي بي هوش ميشه...وقتي به هوش مياد ميگه من كيم اينجا كجاس كي منو ريده...
|+| نوشته شده توسط علی در سه شنبه بیست و چهارم مرداد 1385 و ساعت 14:15 |
تركه با پيژامه ميره خواستگاري , از او مي پرسند |+| نوشته شده توسط علی در پنجشنبه نوزدهم مرداد 1385 و ساعت 23:31 |
|
درباره وبلاگ
![]() به سایت خوش آمدید
منوی اصلی
صفحه نخستپست الكترونيك آرشيو مطالب خانگي سازی ذخيره كردن صفحه اضافه به علاقه منديها نوشته های پیشین
85/05/01 - 85/05/31پيوندها
قالب های حرفه ای وبلاگابزار وب فارسی امکانات
|
| Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar |